کودکی کردن بچه ...

جهان پیرامونی ما از چشم یک کودک متفاوت تر از یک بزرگسال به نظر می رسد. در حقیقت کودکان در دنیای کوچک خودشان زندگی میکنند. انها معمولا نمی توانند همانند بزرگسالان به زندگی واکنش نشان دهند به این دلیل که کودکان تجربه زندگی به اندازه ما نداشته اند. مثالهای ارائه شده از توقعات بزرگسالان از کودکان تفاوت شیوه نگرش ما به جهان در مقایسه با کودکان را شرح می دهد.

 

“نامرتب نباش!”   : یک خانه نامرتب ممکن است مادر را شرمسار کند ولی کودکان را خیر. یک  فرد بزرگسال با شلوار گل آلود ممکن است بطور مداوم بخاطر ظاهر خود عذرخواهی بکند در حالی که پسر شما با شلوار جین گل آلود فقط می خواهد به شما بگوید که چگونه در ورزش بیس بال برنده شد.

“درک کن چقدر سرم شلوغ هست و تحت چه فشاری هستم”  : کودکان هنوز مفهوم  استرس و فشار زمانی را تجربه نکرده اند. انچه را که  آنها از گفته شما می شنوند اینست که آنها زمانی اجازه داشتن احساسات و یا احتیاج به کمک می توانند داشته باشند که برای شما وقت مناسبی باشد، یعنی وقتی که دنیای بیرونی مهم نباشد.

 

“مواظب دنیای خطرناک پیرامونی باش”  : با انتقال ترسهای غیر واقعی و یا اضطرابهای  خودمان به کودکانمان ، کمکی به در امان بودن کودکانمان نمی کنیم. بلکه بطور ناخواسته سبب میشویم تا جهان نا امن و ترسناک به نظر برسد.

 

“کارهای زیادی برای انجام دادن هست و وقت کم”  : کودکان روزهایشان را با 101 کار  مختلف پر نمی کنند. آنها معمولا با تعهداتی اضطراری که بزرگسالان مواجه میشوند در دنیای خودشان رو به رو نیستند. مفهوم زمان برای آنها با تاریکی و روشنی هوا  و یا اینکه کی خوابیده و یا بیدار شده اند معنی پیدا می کند. فرزندان به این دلیل به پوشیدن ساعت علاقه مند هستند که ساعت چیز با حالی هست نه بخاطر اینکه آنها به زمان اهمیتی می دهند.

 

در یاداوری اینکه فرزندان ما واقعا فقط فرزند هستند نه بزرگسالان کوچک .  اینکه اجازه بدهیم از کودکیشان لذت ببرند یک امتیاز و بهره واقعی وجود دارد. ما نباید انتظار داشته باشیم که بر اساس رویاهای ما زندگی کنند ،مشکلات ما را درک کنند یا اینکه به جای اینکه با دوستانشان بگردند، وقت با ارزششان را صرف بزرگسان کنند .

به عنوان بزرگسالان ما برخی مواقع باید برخی قوانین را تحمیل و دیکته بکنیم که فرزندان به سادگی درک نمی کنند مانند تمیزکردن خانه قبل از اینکه سلامتی به خطر بیافتد. با درک این موضوع که چرا آنها متوجه نمی شوند ولو اینکه کاری که از آنها خواسته شده را انجام دهند، از کشمکش غیر ضروری و سرخوردگی هم برای کودک وهم  والدین جلوگیری می شود.

 مترجم: فرید رضائیان

منبع:

http://www.counseling.org




سواد خواندن

برای کسب مهارت خواندن،نیازی به امکانات نیست؛چون خواندن به دهان برمی گردد.قصه هایی که ما بلدیم،یا از بزرگترها یاد گرفتیم یا از کتابهای درسی.
در کشورهای اروپایی بچه ها را به کلاس های تقویتی علوم و ریاضی نمی فرستند؛چون معتقدند این دروس تجربی است و در آزمایشگاه و کارگاه قابل یادگیری است.آنها فرزندان خود را به کلاس زبان می فرستند؛البته نه زبان بیگانه بلکه زبان مادری؛تا فهمیدن آنها تقویت شود
خواندن یعنی مخابره تصاویر به مغز و کدگذاری این تصاویر.خواندن از هفته اول تولد آغاز می شود.بعد از یک ماه،مادر را از دیگران تشخیص می دهد.این یعنی خواندن.
خواندن به طور طبیعی در وجود ماست.فقط باید از قوه به فعل برسد.محیط فرهنگی مناسب خانواده و محیط واژگانی مطلوب،باعث می شودبچه های این خانواده از نظر سواد و درک و فهم،بالاتر باشند.
یکی از اصول مهم برای خواندن،اصل مجاورتاست.زمانی که آموزگار کلمات جدید را روی دیوار،روبروی بچه ها نصب می کند.(اصل مجاورت تصویر و کلمه)بچه ای که هنوز مدرسه نرفتهولی با نگاه کردن به اجناس مغازه،خوراکی اش را درخواست می کند ونوع مغازه را تشخیص می دهد،مفهوم اصل مجاورت را نشان می دهد.
ساختار کتاب خوانداری پایه اول،کل گرایی است.جدول حروف الفبا،جزء است؛به همین دلیل است که باید جدول حروف الفبا در زنگ خوانداری در دیدرس دانش آموز نباشد ولی در زنگ نوشتاری،اشکالی ندارد.در کلاس دوم باید املای جمله ای کار کنیم. ساخت جمله های سه تا پنج کلمه ای بسیار مناسب است
اولین گام برای تقویت خوانداری بچه ها،تقویت و زیاد کردن وسعت دید بچه هاست.بچه ها باید از کلمه خوانی به جمله خوانی ونهایتا به عبارت خوانی برسند.برای تقویت خواندن باید بچه ها را تشویق به مطالعه کتابهای غیر درسی کنیم.
جدول مفاهیم کلیدی هر کتاب درسی را در قالب کلمه درست کنیم و واژه های آن درس را در آن ثبت کنیم.
چرا بخش اول کتاب با کلمه شروع می شود؟چون کلمات،معنا دارند؛اما حروف به تنهایی معنا ندارند.فعالیتهای خوانداری و نوشتاری هر درس را طبق مفهوم آموخته شده آن درس،سازماندهی کنیم.معلمی که نهاد را تدریس می کند،در داستان از بچه ها می خواهد نهاد را در جمله ها پیدا کنند.در نوشتن،مفهوم نهاد را از بچه ها بخواهد.(داستان،شعر،روان خوانی،حکایت و...)به مفهوم نهاد متصل است
نام کتاب فارسی از مهر 96 به دو بخش فارسی و نگارش تقسیم می شود.
در باره مفاهیم آموخته شده در درس،از بچه ها فعالیت بخواهیم؛نه مفاهیمی که آموزش داده نشده.
روان خوانی در انتهای فصول،نشانه ی این است که مفهوم این بخش تمام شده و می خواهیم وارد مفهوم جدیدی شویم.آموزگار در قرائت روانخوانی دخالتی ندارد؛بلکه بچه ها خودشان می خوانند.
لغت معنی پرسیدن از بچه ها کار درستی نیست؛بلکه بچه ها باید مفهوم لغات را در جمله بیان کنند.درک مطلب در روان خوانی ها هدف بسیار مهمی است.
آزمون خواندن:از آن قسمت از متنی که دانش آموز قرائت می کند،سوال بپرسیم.نه این که متن درس سوم را بخواند و ما از درس هفتم سوال بدهیم که این کار صحیحی نیست.نیمی از امتیاز را به روخوانی و نیم دیگر را به درک مفهوم و مطلب اختصاص دهیم.
از اصل مجاورت استفاده کنیم:اگر کارت یکی از کلمات را از جمع کارتهای کلمات دیگر حذف کنیم،کلمات حاضر ما را به یاد کلمات غایب می اندازد.وقتی از روی بندی که بالای تخته نصب شده دانش آموز کارت کلمه بابا را بر میدارد،و زیر تصویر بابا می چسباند،این کار یعنی اصل مجاورت.یعنی تداعی معانی که با دیدن کلمه،یاد تصویر می افتد.و این گونه است که می تواند کلمه بابا را بخواند.
در تدریس نشانه ها مثلا نشانه «آ»10 دقیقه آموزش مربوط به تصویر بزرگ است.4 دقیقه مربوط به کلمه خوانی و 3 الی 4 دقیقه هم متن خوانی.هر نگاره،یک هفته زمان تدریس می خواهد.
سن بخوانیم،20 روز بیشتر از بنویسیم است.یعنی 20 روز بعد از آموزش یک نشانه ،نوشتنش را یاد می گیرند.
در پایه اول،بهتر است زنگ خواندن از زنگ نوشتن،جدا باشد.اما در پایه دوم می تواند همزمان باشد.اول خواندن بعد نوشتن.
خواندن انسان در خلقت،کل گرایی است.نوزاد،مادرش را از بینی تشخیص نمی دهد.بلکه از نمای کلی مادر تشخیص می دهد.اما در نوشتن،کل گرایی معنا پیدا نمی کند.اما از نشانه های 2 به بعد اگر دیدید دانش آموز اول کلمه می نویسد بعد نقطه ها را می گذارد،تشویقش کنید؛چون به شیوه کل نویسی پیش می رود.
در تمام دنیا خط نوشتن از خط خواندن جداست.خط خوانداری،نسخ است و خط نوشتاری،تحریری است.برای خوانا نوشتن بچه ها از آنها بخواهیم مثل خط کتاب بنویسند.بچه ها در موقع نوشتن،دستشان را از روی برگه بر ندارندکل کلمه،یک جا نوشته شود.
فعالیت ببین و بگو،روند داستانی دارد و درک مطلب تمرین می شود.

تکنیک اتاق تنهایی

والدین از روش‌های متفاوتی جهت مقابله با خشم کودک استفاده می‌‌کنند و برخی ناخودآگاه با استفاده از تکنیک‌‌های نادرست به فرزندان خود آسیب‌‌های فراوانی می‌‌زنند. روش‌های مخرب سبب بروز اختلالات رفتاری و روانی در فرزندان می‌‌شود. اختلالاتی که تا دوران بزرگسالی کودک را همراهی کرده و تمامی ابعاد زندگی کودک را تحت تاثیر قرار می‌‌دهد در واقع  تربیت به مفهوم کمک کردن به کودک برای شکل‌گیری ساختار روانی وی است متاسفانه برخی والدین در تربیت فرزندان از تنبیه فیزیکی و روانی استفاده می‌‌کنند که نه تنها والدین را در رسیدن به اهداف تربیتی کمک نمی‌‌کند بلکه آسیب‌‌های جدی بر پیکره روح و روان کودک بر جای می‌‌گذارد.

 

یکی از عواقبی که روش‌های نامناسب تربیتی به دنبال دارد رشد خشونت و پرخاشگری در کودکان است والدینی که از تنبیه فیزیکی و روانی استفاده می‌‌کنند خشونت و پرخاشگری را در کودکان خود رشد می‌‌دهند. پرخاشگری در کودکان علت‌‌های متفاوتی می‌‌تواند داشته باشدکه یکی از علت‌‌های آن تنبیه و روش‌های تربیتی نادرست است.

 

در صورتی که والدین بتوانند در دوران اولیه زندگی پرخاشگری کودکان را کنترل نمایند قادر خواهند بود اشتباهات تربیتی خود را تا حدودی جبران نمایند. زمانی که کودک از فرمان والدین سرپیچی می‌‌کند و دست به خشونت می‌‌زند تنها تکنیکی که می‌‌تواند به والدین کمک کند تا رفتارهای پرخاشگرانه را کاهش دهند اتاق تنهایی می‌‌باشد.

 

یکی از اتاق‌‌های منزل که اتاق خود کودک نبوده و عاری از هرگونه اسباب بازی باشد را می‌‌توان به عنوان اتاق تنهایی استفاده کرد زمانی که کودک پرخاشگری می‌‌کند باید 3 تا 5 دقیقه را درون اتاق تنهایی بگذراند البته مدت زمان ماندن در اتاق تنهایی متفاوت است؛ برای کودکان 3 ساله 3 دقیقه برای کودکان 4 ساله 4 دقیقه و...  هنگام استفاده از اتاق تنهایی مواردی را باید والدین حتماً رعایت کنند.

 

مواردی که والدین باید هنگام استفاده از اتاق تنهایی رعایت کنند 

 

🍂درب اتاق تنهایی همیشه باز است 🍂

 

 برخی والدین کودکان را برای تنبیه در اتاقی می‌‌گذارند و درب را می‌‌بندند که سبب ایجاد ترس و حس نا‌امنی در کودک می‌‌شود. 

 

 🍂چراغ‌‌های روشن 🍂

 

فراموش نشود حتما باید چراغ‌‌های اتاق روشن باشد. تاریک کردن اتاق به جز ترس و احساسات ناخوشایند چیزی در بر ندارد. هدف ترساندن کودک نیست بلکه او باید بیاموزد که رفتارهای ناخوشایندش پیامدی ناخوشایند در پی دارد. 

 

 🍂مد نظر قرار دادن مدت زمان مشخص🍂 

 

همانطور که ذکر شد مدت 3 تا 5 دقیقه برای کودکان بر حسب سنشان کافی می‌‌باشد در صورتی که والدی بخواهد بیشتر از زمان مشخص شده کودک را در اتاق نگه دارد سبب درگیری و خشونت بیشتر بین والدین و کودک می‌‌شود. 

 

 🍂عدم صحبت در خصوص تنبیه 🍂

 

پس از پایان مجازات دیگر درباره مجازات و اتفاقات قبل آن با کودک صحبت نشود. بهتر است رفتارهای ناخوشایند کودک برای وی تکرار نشود زیرا سبب گستاخ شدن کودک و انجام دوباره عمل می‌‌شود. بیشتر کودکان در برابر اتاق تنهایی مقاومت می‌‌کنند. در این مرحله والدین باید صبورانه و مقتدرانه برخورد نمایند اگر به اتاق تنهایی نمی‌‌رود آرام و بدور از هر گونه خشونت شانه‌‌ها را از پشت گرفته به اتاق تنهایی ببرید.

 

در اوایل کودک نخواهد ماند اگر کودک اتاق را ترک کرد باید دوباره تکرار شود. ممکن است این کار 10 تا 20 بار طول بکشد. به یاد داشته باشید در این فاصله باید به وی بی‌اعتنایی کنید. بدین معنا که هیچگونه ارتباط چشمی و کلامی نباشد و به سوالات وی پاسخ ندهید. در صورتی که به سوالات وی پاسخ دهید بدین معنا است که به رفتار پرخاشگرانه وی اهمیت داده‌اید.

 

روانشناسان برای کودکان 3 تا 5/3 ساله گوشه تنهایی را پیشنهاد می‌‌دهند بدین معنا که یک قسمت از خانه که با وسیله یا مشخصه‌‌ای مجزا شده (اعم از قرار دادن یک قالیچه یا پارچه رنگی و...) را برای کودکان با سن کمتر در نظر گرفته یا یک صندلی که برای مدت 3 دقیقه کودک بر روی آن بنشیند.

 

باید به کودک گفته شود تا زمانی که به وی اجازه داده نشده حق ندارد اتاق یا گوشه تنهایی را ترک کند و در زمانی که وی را به اتاق می‌‌برند باید بیان شود تنها ماندن او به دلیل رفتار پرخاشگرانه‌‌ای است که داشته و بهتر است زمانی را با خود تنها سپری کند.

 

نباید فراموش شود تکنیک اتاق تنهایی فقط مختص پرخاشگری می‌‌باشد؛ اعم از نافرمانی از والدین و یا رفتارهای پرخاشگرانه در بازی‌‌ها و... در موارد دیگر نباید از تکنیک اتاق تنهایی استفاده کرد؛ همانند زمانی که کودک غذا نمی‌‌خورد و یا ناخن می‌‌جود و یا زمانی که اسباب‌بازی‌‌هایش را جمع نمی‌‌کند.