سه روش از جدید ترین روش های تدریس

روش تدریس سنتی”گچ و بحث کردن” یا همان سخنرانی  که متعلق به صدها سال پیش است در مقایسه با روش های تدریس مدرن و نوین که امروزه در مدارس تدریس می‌شود و در دسترس است، از سطح بسیار پایینی برخوردار است.

بیشتر دانشجویان که تعامل و همکاری دارند تشویق می‌شوند، محدود کردن توانایی دانشجویان و دانش‌آموزان به حداقل رسیده است و تمرکز بر روی بهره‌مندی بیشتر از نمرات تأکید شده است.

برای یک معلم لازم است که بتواند یاد بدهد و جذاب آموزش دهد؛ و این مسئولیت را بیشتر می‌کند تا یک برنامه درسی برنامه‌ریزی کنند که واقعاً به کار آید. در اینجا سه روش از بهترین روش های تدریس که مؤثر است ارائه می‌شود:

 

روش تدریس اول: آموزش فاصله‌دار

معلمان زمانی که از روش یادگیری فاصله‌دار استفاده کردند نتایج شگفت‌آوری را گزارش داده‌اند.

یادگیری فاصله‌دار روش یادگیری است که در آن محتوای آموزش فشرده‌شده در سه زمان تکرار می‌شود که با دوتا استراحت کوتاه ده‌دقیقه‌ای همراه است. دانش‌آموزان در این استراحت‌های کوتاه به فعالیت‌هایی همچون فعالیت‌های جسمی می‌پردازند. (قبلا در مقاله ی استراحتک در تدریس  با نمایش یک فیلم ، به صورت مفصل به این موضوع پرداختیم)

من فکر می‌کنم که از این روش نیز می‌توان در دروس استفاده کرد.

یادگیری فاصله‌دار دانش‌آموزان را تشویق می‌کند تا بین فعالیت‌هایشان بتوانند به‌سرعت تغییر وضعیت بدهند. و از کاری به کار دیگر مشغول شوند.

برای مثال ده دقیقه آموزش درس سیستم عصبی همراه با پاورپوینت و سپس ۱۵ دقیقه بسکتبال بازی کنند. این روش می‌تواند نمره‌ی دانش‌آموزان را بهبود ببخشد.

نتایج دروغ نیستند و سازندگان این روش در دبیرستان مانکسیتن در تاین گزارش داده‌اند که این روش کار می‌کند. آن‌ها ادعا می‌کنند این روش بسیار مؤثرتر از روش‌های مرسوم و سنتی ۴ ساعته است.

کلیدی در سلول‌های مغز وجود دارد. این کلیدها کمک می‌کنند تا راه‌های برقراری ارتباط شکل بگیرد تا یک دانش یا علمی یادآوری شود.

بعلاوه این روش کمک می‌کند تا افراد زمان بیشتری را برای استراحت داشته باشند.

اگر آن‌ها بخش‌های فشرده‌ی برنامه‌ی درسی را به قسمت‌های کوچک‌تری تقسیم کنند پس دیگر لازم نیست نگران باشند. (در فیلم کاهش استرس امتحان نیز به این موضوع کوچک کردن قسمت های آموزش و امتحان اشاره کردیم)

 

روش تدریس دوم : چهارشنبه‌های جذاب (انعطاف‌پذیر)

همیشه درس‌های معمول برای تمام افراد مؤثر نیستند. هر دانش‌آموز با دانش‌آموز دیگر فرق می‌کند و هرکدام مشکل خود رادارند.

معنی و مفهوم چهارشنبه جذاب این است که می‌شود یک جلسه‌ی عمیق و مفهومی در مورد ریاضیات یا موضوعات دیگر در طول کل یک روز به‌راحتی داشت.

در دروس چهارشنبه‌های جذاب، معلم تلاش می‌کند و هر دانش‌آموز را کمک می‌کند تا دروسی که برایشان به‌شخصه بسیار مشکل است را بخوانند و یاد بگیرند.

این باعث می‌شود تا کار دانش‌آموزان بسیار آسان شده و درزمانی که در مدرسه هستند بتوانند به‌راحتی روی موضوعی تمرکز کنند و مشکلشان را برطرف کنند.

این به این معنی است که دانش‌آموز زمانی که در خانه روی موضوعی کار می‌کند و با آن موضوع مبارزه می‌کند شکست نخورده و موفق شود.

معلمان نیز این را متوجه شده‌اند این کار خیلی ساده است و علاوه بر اینکه می‌تواند برنامه‌ی درسی آن‌ها را حفظ کند بلکه می‌تواند به‌راحتی باکمی تدریس خصوصی دروس را مرور کنند.

دانش‌آموزان در دروس چهارشنبه‌های جذاب بیشتر از زمان‌های دیگر با دروس درگیر می‌شوند و آن‌ها را در یک شرایط مطالعه متمرکز قرار می‌دهد که به آن‌ها کمک می‌کند تا مسائل دشوار را درک کنند.

معلمان نیز قادر خواهند بود تا به دانش‌آموزان کمک کنند و به‌راحتی یک هفته‌ی سریع و پیشرفت زیادی داشته باشند.

داشتن دروس ریاضی و یا زبان انگلیسی در طول تمام‌روزهای هفته می‌تواند به دانش‌آموزان کمک کند تا از میان مسائل در یک‌زمان کوتاه عبور کنند و بر آن‌ها پیروز شوند.

این برای دانش‌آموزان و معلمان به یک اندازه خبر خوشایندی است چراکه اگر هم‌ درسی یک ساعت طول بکشد بهتر است چون در واقعیت بیشتر اوقات ۲۵ درصد بیشتر از زمان تعیین‌شده برای یک درس، زمان از دست می‌رود.

در اینجا مسائلی برای آماده‌سازی کلاس و… وجود دارد و دانش‌آموزان بیشتر اوقات در انجام وظایفشان سریع نیستند.

معلم باید انتخاب کند که چه روشی برای دانش‌آموزانش مناسب است، چهارشنبه‌های جذاب یا یادگیری فاصله‌دار

 

روش تدریس سوم: تعامل با دنیای واقعی

در یک روش تدریس که آن را تعامل می‌نامند، دانش‌آموزان می‌خواهند با دنیای واقعی همکاری داشته باشند و هر آنچه را که در حوزه‌های مختلف زندگی‌شان اتفاق افتاده است را تجزیه‌وتحلیل کنند (نه‌تنها نوعی کارآموزی است بلکه مقرون‌به‌صرفه نیز هست و در شغل و حوزه‌های مختلف جامعه و… نیز مفید است.) مطالعات کسب‌وکارها در دانشگاه لیسوز واقع در دادلی  جدیداً روی تعامل و همکاری و کارگروهیتمرکز کرده است.

دانش‌آموزان به بازدید کسب‌وکارهای محلی می‌روند تا ببینند که چگونه دانشی را که یاد می‌گیرند در دنیای واقعی بکار می‌رود.

چند روزی برای این تمرین کنار گذاشته‌شده و تمام دانش‌آموزان لباس‌های موردنیاز مشاغل را می‌پوشند. این ایده برای این است که دانش‌آموزان را درگیر کند و بتوانند دانششان را به دنیای واقعی متصل کنند. (شبیه کاری که در فنلاند انجام می شود فنلاندی ها یک سال تحصیلی  به نام سال گذار دارند)

اگر معلمان بتوانند به‌خوبی نشان دهند که چگونه آموزش‌هایشان آن‌ها را به دنیای واقعی متصل می‌کند، سپس سلول‌های مغزی‌شان با آن‌ها ارتباط برقرار می‌کند و یک اتصالی ایجاد می‌شود.

این نتایج برای همه قابل‌دیدن و ملموس است چون قبل از این روش‌های جدیدی که معرفی شد فقط ۴۰ درصد دانش‌آموزان در طول ۱۰ و ۱۱ سال می‌توانستند نمرات بین a تا c  را بگیرند(بالای ۷۰ درصد)

بنیاد رسمی گزارش داده است که بر اساس روش‌های جدید تدریس این درصد به ۹۱ درصد ارتقاءیافته است؛ یعنی در سال دهم یا در سال ۱۱ ام، ۹۱ درصد دانش‌آموزان توانسته‌اند نمرات بین  a تا c را بگیرند.

هدف روش های تدریس جدید بهبود کیفیت آموزش‌وپرورش و همچنین شرکت دانش‌آموزان در فرآیند آموزشی است. نوآوری به معنای پیشرفت و توسعه است.

اگر می خواهیم کلاسمان مثل عکس زیر نباشد باید از  روش های تدریس بهتری استفاده کنیم

روش های تدریس بد

روش های تدریس روش های تدریس

منبع : محمد حافظی نژاد http://raveshtadris.com/

 

نه گفتن به کودک را نگه دارید برای روز مبادا

مثال هایی از روش نادرستِ نه گفتن به کودک:

مامان میشه مداد رنگی های جدیدمو بردارم

مامان: نه

بابا میشه از لباس های شما برای بازیم استفاده کنم

بابا: نه

آقا میشه یک این آشغالو رو بریزیم سطل آشغال

معلم: نه

خب چرا نه؟

بعد از هر نه ای که شما می گویید کودک یا نوجوان با خودش می گوید: ((چرا نه؟ ))

شاید نوجوان این جمله ی ((چرا نه؟ )) را به زبان نیاورد ولی به احتمال زیاد در دلش می گوید.

حال ما به عنوان پدر؛مادر یا معلم باید چه کار کنیم؟

آیا هرچه فرزند یا دانش آموز ما خواست به او بدهیم؟

موارد زیر بعضی از بهانه برای نه گفتن به کودک و نوجوان  است:

  • می خواهیم مهارت نه گفتن را یاد بگیرند
  • دوست نداریم لوس شود
  • اگه همیشه به حرفش گوش کنیم پر رو می شود
  • بچه باید نه بشنود تا بزرگ شود

تمام موارد بالا بهانه های خوبی هستند برای نه گفتن ،البته برای نه گفتن های به جا و درست که ماهم آن را تایید می کنیم.اما زیادی نه گفتن به کودک اثر کاملا معکوس دارد.

مضرات زیادی نه گفتن به کودک:

  • دیگر کودک یا نوجوان از ما اجازه ی انجام کاری را نمی گیرد و خودسرانه اقدام می کند. (چون می داند پاسخ ما منفی است)
  • کودک یا نوجوان برای راضی کردن شما ممکن است داستان پردازی کند و دروغ بگوید. با این کار به مرور زمان تبدیل به یک دروغ گوی حرفه ای می شود.
  • بچه هااز درد دل کردن و صحبت کردن با شما فراری می شوند
  • نسبت به آنچه که منع شده است حریص تر می شود. امام علی (ع) می فرمایند: (( انسان نسبت به هرچه که از آن منبع شود حریص تر می شود))
  • کودک یانوجوان جرات و جسارت خودشان را از دست می دهند و ترسو می شوند. نباید از کسی که اجازه ی هیچ کاری به او داده نشده توقع شجاعت داشته باشیم.

بهترین مدل نه گفتن به کودک چگونه است؟

برای اینکه حرف شما ارزشمند باشد تصور کنید که کوپن های بسیار محدودی برای نه گفتن دارید. مثلا روزی یکی، پس برای استفاده از این کوپن باید نهایت دقت را داشته باشید. چون شما فقط یک بار در روز می توانید نه بگویید.

در هنگام نه گفتن به کودک مراحل زیر را طی کنید تا مطمئن شوید از کوپن (( نه ))به خوبی استفاده کرده اید.

  1. کودک یا نوجوان درخواست خود را مطرح می کند.
  2. فورا جواب ندهید و چند ثانیه فکر کنید.
  3. شرایط؛ نوع درخواست و … به دقت بررسی کنید.
  4. با خودتان بگویید اگر موافقت کنم چه می شود؟ موافقت من چه ضرری دارد؟ چقدر هزینه دارد؟ چقدر برایم زحمت دارد؟
  5. این پیش فرض را داشته باشید که تا آنجا که امکان دارد نه نگویید.
  6. جواب شما یا می شود نه یا می شود آری. جواب خودتان را با قاطعیت و مهربانی اعلام کنید. اگر خیلی مقتدر و مهربان باشید یک لبخند به همراه تکان دادن سر می شود جواب نه!
  7. اگر نیاز بود دلیل منطقی مخالفت خودتان را با آرامش و قاطعیت بیان کنید.
  8. اگر جواب شما نه بود تا انتها مخالفت خودتان را اعلام کنید. و با اصرار کودک؛  حرف خودتان را عوض نکنید چون شما تمام جوانب را در نظر گرفته اید و بعد ((نه)) گفته اید. والدین و معلمانی که الکی می گویند نه ؛ خیلی الکی هم حرفشان را عوض می کنند

به شما قول می دهم اگر ((نه)) های خودتان را نگه دارید برای روز مبادا زندگی شما خانوادگی و کاری شما متحول خواهد شد.

فقط زمانی بگویید نه که واقعا راهی برای انجام درخواست کودک یا نوجوان ندارید.

منبع : محمد حافظی نژاد http://raveshtadris.com/



۵ عامل که در سرعت تدریس مؤثر هستند؟

۱- حجم محتوا

همه می‌دانیم که حجم محتوا با سرعت تدریس رابطه‌ی مستقیم دارد

یعنی هر چه محتوا بیشتر باشد به‌اجبار باید سریع‌تر تدریس کنیم.

پس انتخاب محتوای به‌اندازه همیشه مسئله‌ی مهمی است (در مقاله‌ی ” شش اشتباه که مدرسان با معلومات بالا انجام می دهند ” نیز به موضع حجم محتوا پرداخته‌ایم)

 

۲- جدید یا تکراری بودن مطلب

مطالب جدید را باید با سرعت کمتری تدریس کنیم و مطالب تکراری را باسرعت بیشتر.

گاهی سطح مخاطب شما ازنظر علمی بالاست و تمام آنچه شما می‌گویید را می‌داند و شما فقط باید مرور کنید. پس سرعت تدریس بیشتر می‌شود.

 

۳- زمان برگزاری تدریس یا همایش

اگر مخاطبان شما بسیار باانگیزه باشند، اینکه کلاس شما صبح باشد یا عصر، اول هفته باشد یا آخر هفته تأثیری روی سرعت تدریس شما ندارد؛ اما گاهی مخاطبان شما اجباری هستند و انگیزه‌ای هم ندارند تصور کنید برای این‌چنین افرادی در بعدازظهر چهارشنبه یا پنجشنبه (روز قبل از تعطیلی) در ساعت آخر، قرار است تدریس کنید!

سه پیشنهاد دارم:

اول: هیچ‌گاه نباید برای افراد بی‌انگیزه تدریس کنید. پیشنهاد می‌کنم مقالات زیر را مطالعه کنید شاید شرایط بهتر شود

روش های ایجاد انگیزه

تدریس جذاب

دوم: تا می‌توانید از تدریس در این ساعت‌ها فرار کنید

سوم: اگر واقعاً مجبور بودید برای آدم‌های بی‌انگیزه در ساعتی که خیلی خسته هستند تدریس کنید، حتماً با آن‌ها همدردی کنید و از آن‌ها نظر بخواهید.

گاهی برای کنترل افراد باید مطالب جدید را با سرعت کم و بااقتدار تدریس کرد؛ و گاهی هم مطالب تکراری را با سرعت مرور کرد تا فشار از روی مخاطب شما برداشته شود و آن‌ها راضی‌تر باشند.

این کاملاً بستگی به شرایط و سبک شخصی شما دارد.

 

۴- سبک شخصی مدرس

اگر جوان هستید و پر جنب‌وجوش پس احتمالاً سرعت تدریس شما نیز زیاد خواهد بود. شما به تجربه سرعت مناسب برای تدریس خودتان را پیدا می‌کنید. برخی در زمان تدریس از دیگران تقلید می‌کنند. تقلید کردن برای شروع کار خوبی است ولی باید دقت کنیم که کارهایی که انجام می‌دهیم مناسب شخصیت ما باشند. مثلاً اگر جوان هستید صحبت کردن بسیار شمرده، یکجا نشستن و کم‌تحرکی و تدریس با سرعت بسیار کم مناسب شما نخواهد بود.

 

 

۵- سن مخاطب

تجربه نشان داده است معمولاً جوان‌ترها سرعت تدریس بیشتر را می‌پسندند؛ اما آیا این به خاطر قدرت پردازش مغزی آن‌ها نسبت به افراد میان‌سال است؟

قبلاً تصور بر این بود که واکنش‌های مغزی در جوان‌ها بیشتر از افراد میان‌سال است اما تحقیقات جدید مغزی نشان می‌دهد که افزایش سن تأثیر ناچیزی بر عملکرد مغز انسان دارد[۱].

پس چه عاملی باعث می‌شود که جوان‌ترها سرعت را بیشتر دوست داشته باشند؟

به نظر من عوامل اجتماعی تأثیر زیادی روی این موضوع دارد. جوان‌ترها در دنیای سریع‌تری رشد کرده‌اند پس طبیعی است که سرعت را دوست داشته باشند. حتی سرعت در تدریس را!

 

نکته‌ی ۱:

کار ما از رانندگی سخت‌تر است.

چون راننده باید طبق سرعت مجاز حرکت کند.

اما ما باید سرعت مجاز را خودمان پیدا کنیم و بعد طبق آن تدریس کنیم.

منبع : محمد حافظی نژاد http://raveshtadris.com/




۷ کاری که معلمان فقیر به‌خوبی انجام می‏دهند!

هرکسی در زندگی بر اساس فروش کالا یا خدمات، پول به دست می‌آورد وزندگی خود را می‌گذراند. نانوا از طریق فروش نان و بیل گیتس از طریق فروش نرم‌افزارهایی که برنامه‌نویسی کرده است. شاید عجیب باشد اما همه مردم را می‌توان به فروشنده و خریدار تشبیه کرد؛ اما بحث اصلی ما فروش خدمات معلمان است. معلمان با فروش علمی که دارند به گذران زندگی می‌پردازند؛ اما نکته‌ای که وجود دارد این است که آیا همه معلمان فروش خوبی دارند؟! در طی این سال‌ها یکی از دغدغه‌هایی که من داشتم این بوده که چه‌کاری می‌توان انجام داد تا درآمد یک دبیر بالاتر برود؟

بنابراین شروع کردم به تحقیقات میدانی و پرسش مستقیم از دبیرانی که درآمد بالایی دارند و پرسیدم که شما چه‌کاری انجام می‌دهید که درآمدتان از سایر معلمان بالاتر است؟ البته واضح است که آن‌ها مایل نبودند که راز کارشان فاش شود و در پاسخ به سؤال من فقط موارد بدیهی می‌گفتند اما در بین صحبت‌هایشان نکات و ترفندهای جالبی را برای بهتر شدن روش تدریسم یاد گرفتم. اتفاق مهم‌تر این بود که کتاب‌های بازاریابی را مطالعه کردم و در آخر هم در کلاس‌های مهارتی مختلف شرکت کردم ازجمله: سخنرانی و فن بیان، بازاریابی، روش تدریس و …

دوست دارم که در این مقاله از ۷ موردی صحبت کنم که درنتیجه تلاش‌ها و تحقیقاتم فهمیده‌ام معلمان فقیر انجام می‌دهند که اوضاع مالی خوبی ندارند:

 

کار اول: معلمان فقیر دایناسوری تدریس می کنند.

یکی از سخنرانان پر طرفدار کشورمان (دکتر انوشه)به نقل از یکی از افسران راهنمایی و رانندگی گفتند که علت اصلی تصادفات جاده‌ای این است که رانندگان امروز (جوانان امروز) با ماشین‌های فردا (پورشه یا ماشین‌های لوکس) در جاده‌های دیروز (جاده چالوس) در حال رانندگی هستند. دکتر انوشه این موضوع را به تربیت و آموزش هم تعمیم دادند و گفتند که معلمین نسل گذشته (دهه ۴۰ یا ۵۰) در حال تربیت نسل امروز (دهه ۷۰ و ۸۰) هستند برای فردا (سال ۱۴۳۰)! و این شکافی که میان این سه نسل و بازه زمانی وجود دارد باعث می‌شود که هم بچه‌ها نسبت به آموزش و تربیت بی‌علاقه شوند و هم معلم‌ها و پدر مادرها در تربیت کردن بی‌انگیزه.

ما با یادگیری روش نوین تدریس به راحتی می توانیم این مشکل را حل کنیم. بدون شک اگر تغییر نکنیم ما هم به‌زودی مثل دایناسورها منقرض خواهیم شد. یکی از ویژگی‌های معلمان فقیر این است که روش تدریسشان برای n سال پیش است و جالب اینجاست که از درآمد پایینشآن‌هم گله‌مند هستند! اگر تدریس شما خوب باشد برکت زندگی و اوضاع کاری شما خوب خواهد شد چون از شما می خواهند تا در جاهای بیشتر و با مبالغ بیشتری تدریس کنید

 

کار دوم: معلمان فقیر انگیزه را می کشند

حتما این ضرب‌المثل قدیمی را شنیده اید:

مستمع صاحب سخن را بر سر ذوق آورد

این ضرب المثل همیشه درست نیست ؛ و بهتر بگویم برای کسی که می‌خواهد موفق شود کاملاً بی‌معنی! درست آن این است:

صاحب سخن (مدرس) باید مستمع (مخاطبش) را بر سر ذوق آورد …

راه بر سر ذوق آوردن مخاطبان این است که انگیزه را در آن‌ها بالا ببرید. اگر یک معلم توانایی و مهارت افزایش انگیزه مخاطبانش را ندارد؛ بهتر است که شغل دیگری را انتخاب کند چون هم خودش عذاب می‌کشد و هم حوصله شخص مقابل را سر می‏برد. خبر خوبی که برای شما دارم این است که افزایش انگیزه در مخاطبان؛ یک مهارت تدریس است و تقریباً هر مهارتی را می‌توان یاد گرفت.

این درست نیست که ما دائما از نبود انگیزه در مخاطبان خودمان گله کنیم. باید بدانیم که برای رسیدن به اهداف باید مسئولیت ۱۰۰ درصدی موفقیت و شکست خودمان را بپذیریم

 

کار سوم: معلمان فقیر یک بقالی کوچک در نقطه ای دور افتاده دارند 

تا حالا از خودتان پرسیده‌اید که چرا مردم دوست دارند یک چیپس را از فروشگاه های زنجیره ای بزرگ بخرند تا اینکه از یک بقالی کوچک؟

میان این دو چیپس، هیچ تفاوتی ازنظر قیمت، طعم، کارخانه تولیدکننده و … وجود ندارد؛ تفاوت فقط در برند فروشگاهی است که شما از آن خرید می‌کنید. این فروشگاه‌های زنجیره توانسته‌اند به شکلی خودشان را معروف کنند که شما مجاب شوید که مسافتی زیادی را برای خرید از آن‌ها طی کنید! البته شاید خیلی از دبیران فکر کنند که اگر بخواهند معروف شوند باید هزینه زیادی را متقبل شوند ولی اگر راه درست برند سازی را بدانیم می‌توانیم با هزینه بسیار پایین خودمان را پیش مخاطبانمان معروف کنیم و به‌اصطلاح خودمان را جا بی اندازیم.

 

کار چهارم: معلمان فقیر هنوز DOS هستند!

همان‌طور که اشاره کردم در دنیای امروز اگر تغییر نکنیم، بدون شک شکست نمی‌خوریم؛ بلکه نابود می‌شویم.

در آینده‌ای نه‌چندان دور فقط معلمانی دارای شغل و درآمد خوب خواهند بود که اولاً به‌روز باشند و ثانیاً با استفاده از هوش هیجانی که دارند تدریس کنند. چون تنها مزیت انسان نسبت به ربات‌ها این است که انسان‌ها احساس دارند ولی ربات‌ها نه! بحث داغ این روزها این است که روبات‌ها تا چه حد کار انسان‌ها را انجام خواهند داد؟! یادمان باشد که امروزه مردم از سیستم‌عامل Windows و یا Macintosh استفاده می‌کنند نه از DOS! شما چطور؟

 

کار پنجم: معلمان فقیر ارتباط موثر بلد نیستند

همیشه این سؤال برای من بوده است که چرا در نگاه اول از بعضی بیشتر خوشم می‌آید و نسبت به برخی دیگر حس جالبی ندارم. این موضوع ادامه داشت تا زمانی که من با مقوله ارتباط مؤثر آشنا شدم. معلمان کاریزماتیک، بخش عمده جذابیت خودشان را، مدیون نحوه صحیح برقراری ارتباط با مخاطبانشان هستند.

مسئله‌ این است که اگر دانش آموزان و مخاطبانتان، از شما خوششان بیاید (یا به قول خودشان با شما حال کنند) درس شمارا بیشتر می‌خوانند و اگر کسی (مثلاً دوستشان) نیاز به دبیر داشت؛ به‌احتمال‌زیاد شمارا به ایشان برای کلاس خصوصی معرفی می‌کنند و به همین راحتی اسم شما بر سر زبان‌ها می‌افتد و درآمدتان بالاتر می‌رود.

 

کار ششم: معلمان فقیر فن بیان افتضاحی دارند

استیو جابز جمله جالبی دارد: نحوه ارائه هر چیز، اهمیت آن موضوع را مشخص می‌کند. یکی از راه‌هایی که می‌توانید متوجه شوید که فن بیان و نحوه ارائه شما خوب است یا نه؛ این است که یک‌بار موقع تدریس صدای خود را ضبط کنید؛ اما همین‌جا کار تمام نمی‌شود بلکه اگر شما حاضر شدید صدای خودتان و نحوه سخنرانی خودتان را موقع تدریس گوش کنید و لذت ببرید و درنهایت هم به آن از ۱۰ امتیاز، حداقل ۸ بدهید؛ من به شما تبریک می‌گویم چون شما جزو ۲۰ درصد برتر دبیران کشور هستید؛ و فن بیان شما در حد لالیگا است اما متأسفانه فن بیان برخی از دبیران در حد لیگ دسته چهارم هم نیست!

 

کار هفتم: معلمان فقیر فکر می کنند بازاریابی کار کثیفی است

شما یک محصول ارزشمند دارید و آن‌هم علم و تدریس شماست. می‌خواهید با فروش بهتر و بیشتر؛ به مخاطبانتان کمک کنید که نتیجه عالی بگیرند

بااین کار هم شما ازنظر سطح درآمد وزندگی ارتقا پیدا می کنید و هم مخاطب شما چیزهای بیشتری یاد می گیرد. پس چه اشکالی دارد که شما خدمات خودتان را به‌طور مؤثر و با بودجه کم بازاریابی کنید تا بتوانید به اهداف خودتان در زندگی دست پیدا کنید. معلمان فقیر فکر می‌کنند که بازاریابی خدماتشان کار خوبی و جالبی نیست به همین خاطر هم چنان فقیر می مانند

چون بازاریابی تدریس تا به حال به صورت تخصصی و جدی در ایران مطرح نشده است  ما (محمد حافظی نژاد و علیرضا مطلبی ) تصمیم گرفتیم که برای اولین بار در ایران یک همایش برگزار کنیم تا در آن به شما آموزش دهیم که چگونه هم‌سطح تدریس خودتان را بالاتر ببرید و هم درآمد خودتان را فقط  از طریق تدریس حداقل ۲ برابر کنید.

منبع : محمد حافظی نژاد  http://raveshtadris.com/

 

در هنگام دیر رسیدن به کلاس چه کار کنیم؟

متاسفانه دیر رسیدن به کلاس برای مدرس ها خیلی طبیعی شده است. جالب اینجاست که عموم دانشجویان و مخاطبین هم به این وضعیت عادت کرده اند. و از همه بدتر این که  دیر رسیدن به کلاس یا همایش یا جلسه در فرهنگ ما یعنی مهم بودن. چون معمولا در یک جلسه؛ آدم مهم تر، دیرتر می رسد.

ما قرار نیست مثل بیشتر مدرسان و سخنرانان باشیم. ما معلم هستیم و نظم و دقت ما باید الگو باشد. خیلی راحت تر بگویم ما حق نداریم دیرتر از ساعت مقرر در محل تدریس حاضر شویم.

اما ما در جهانی پر از حوادث غیر قابل پیش بینی زندگی می کنیم. پس ممکن است گاهی به صورت ناخواسته دیرتر به محل برسیم.

 

اما تا به حال فکر کرده اید که در هنگام دیر رسیدن به کلاس چه برخوردی داشته باشید؟

من پیشنهاد می کنم سه کار را انجام بدهید و سه کار را انجام ندهید.

سه کاری که در هنگام دیر رسیدن به کلاس بهتر است انجام دهیم:

  1. عذرخواهی کنیم
  2. خیلی کوتاه علت تاخیر را بگوییم
  3. مخاطب را درک کنیم؛ اگر شاگردان ما کمی از دست ما ناراحت باشند باید به آن ها حق بدهیم چون ما ارزشمندترین چیز یعنی (( وقت )) را از آنها گرفته ایم

سه کاری که در هنگام دیر رسیدن به کلاس بهتر است انجام ندهیم:

۱- دروغ گفتن در رابطه با علت تاخیر: اگر در زمینه ی علت تاخیر دروغ بگویید مجبورید برای واقعی جلوه دادن دروغتان دروغی دیگر بگویید و بازهم دروغی دیگر و معمولا یک روزی مشخص می شود که شما دروغ گفته اید؛ وهیچ کس از یک مدرس دروغگو خوشش نمی آید.ضرر دیگر دروغ گویی این است که آدم های دروغ گو معمولا اسیر قانون مورفی می شوند!

یک مثال از قانون مورفی:

شما تاخیر داشته اید و به دروغ می گویید چون ماشینم پنچر شد دیر رسیدم. احتمالا جلسه ی بعد ماشین شما واقعا پنچر می شود و دیگر نمی توانید یک بهانه را دوبار تکرار کنید.

۲.داستان تاخیر را خیلی طولانی و با جزئیات تعریف نکنیم: چون دیر رسیدیم؛ وقت کمی داریم. پس نیاز نیست این وقت کم و با ارزش را با تعریف کردن داستان دیر رسیدن خودمان از بین ببریم. یک اشاره ی کوتاه همراه با عذرخواهی کافی است.

۳- دست پیش نگیرید که پس می افتید!

برخی مدرسان وقتی دیر می رسند خودشان را عصبانی و طلبکار نشان می دهند تا کسی جرات انتقاد نداشته باشد. این روش در طولانی مدت جواب کاملا عکس می دهد. معمولا در کلاس آدم های مغرور  تا مدتی کسی انتقاد نمی کند ولی به یک باره دعوا و تشنج ایجاد می شود.

خب حالا عذرخواهی کرده ایم و مخاطبان هم ما را بخشیده اند اما چون دیر به کلاس آمده ایم وقت کم داریم؛ چه کار کنیم؟

دو حالت وجود دارد

  1. نمی توانید بعدا جبران کنید (در دوره های کوتاه مدت مثل کلاس ضمن خدمت یا کارگاه های خصوصی چند ساعته)
  2.  می توانید بعدا جبران کنید (در دوره های بلند مدت مثل ترم های دانشگاه و مدارس)

اگر نمی توانید بعدا جبران کنید:

  1. ریتم تدریس را سریعتر کنید.
  2. سوالات حاشیه ای را نگه دارید برای آخر کلاس.
  3. قول های جلسه ی گذشته را فراموش نکنید. مثلا جلسه ی قبل سوالی مطرح کرده اید و قول داده اید در این جلسه آن سوال را پاسخ بدهید. این قول ها را در اولویت قرار دهید چون دیگر فرصت جبران ندارید.
  4. اگر خیلی فرصت کمی داشتید مطالبی با اهمیت کم تر را حذف کنید تا اصل تدریس آسیب نبیند.

اگر می توانید بعدا جبران کنید:

کار خیلی ساده است. تدریس را در طول جلسات آینده پخش کنید. یعنی اگر قرار بوده ۱۰ موضوع رو در ده جلسه بگویید حالا باید ۱۰ موضوع رو در ۹ جلسه بگویید یعنی ریتم تدریس شما در هر جلسه کمی تندتر می شود. این تغییر سرعت بسیار نامحسوس است و آسیبی زیادی به تدریس شما نمی زند.

 برای جبران ساعات از دست رفته، اگر بیشتر از ساعت معمول بمانید خوب است یا بد؟

این موضوع به موارد زیر بستگی دارد:

اجباری به کلاس شما آمده اند یا با میل و اشتیاق

گاهی افراد فقط برای گرفتن مدرک در کلاس شما حاضرند. نگه داشتن این افراد در کلاس بیش از زمان مقرر کار درستی نیست و مطمئنا اعتراض می کنند. این افراد همان کسانی هستند که اگر شما غیبت کنید بسیار خوشحال هستند. معمولا بیشتر کلاس های دانشگاه ها و مدارس به این صورت است.

اما اگر با میل و انگیزه و حتی با پرداخت هزینه و تحمل رنج سفر به کلاس شما بیایند ماجرا متفاوت خواهد بود. این افراد انگیزه ی یادگیری زیادی دارند و مایل هستند از تمام وقت کلاس استفاده کنند. مثلا وقت قانونی کلاس ساعت ۹ تا ۱۱ بوده ولی شما با تاخیر ساعت ۹:۳۰ رسیده اید؛ پس مخاطبین شما دوست دارند شما نیم ساعتی که دیر آمده اید را جبران کنید و تا ساعت ۱۱:۳۰ در کلاس باشید و آموزش دهید.

زمان برگزاری کلاس خیلی مهم است

اگر کلاس شما قرار است ساعت یک ظهر تمام شود نباید آن را طولانی کنید چون افراد گرسته هستند و دوست دارند زودتر به ناهار برسند.

گاهی اوقات قرار است کلاسی بعد از کلاس ما برگزار شود. ما حق نداریم وقت استراحت مخاطبین و زمان تدریس استاد کلاس بعد را بگیریم!

(پیشنهاد می کنم مقاله ی مدیریت زمان در تدریس را نیز مطالعه کنید)

نکات طلایی در رابطه با دیر رسیدن به کلاس

نکته ی طلایی شماره یک:

اگر حس می کنید دیر می رسید با مدیر مجموعه تماس بگیرید و علت را بگویید و از ایشان خواهش کنید که به کلاس بروند و علت تاخیر شما را به مخاطبان توضیح دهد.

نکته ی طلایی شماره دو:

یک سری از بهانه ها را مخاطبین ما قبول نمی کنند. مثل ترافیک و دور بودن محل تدریس از محل سکونت. چون این موارد قابل پیش بینی هستند و مخاطب انتظار دارد که ما از قبل برنامه ریزی لازم را برای این موارد انجام داده باشیم

نکته ی طلایی شماره سه:

استفاده از اینترنت و دوره های مجازی. به این صورت که به مخاطبین خودتان بگویید مطالبی که امروز نتوانستم به شما بگویم را فیلم برداری می کنم و به ایمیلتان ارسال می کنم یا در کانال تلگرام یا هر فضای دیگری در اختیار شما قرار میدهم. برای آشنایی بیشتر با این روش پیشنهاد می کنم  مقاله ی کلاس معکوس و مقاله ی تدریس برای دانش آموزان غایب  را مطالعه کنید

نکته ی طلایی شماره چهار:

راه حلی از پیش تعیین شده داشته باشیم. مثلا به مخاطبین خودمان بگوییم که هر زمان در کلاس وقت اضافی بود تمرینات را حل بکنند یا درس را مرور کنند. اگر تدریس شما جذاب باشد این اتفاق می افتد.

من فقط یک بار دیر رسیدم ؛ آن هم با یک ساعت تاخیر! علت تاخیر این بود: یک بزرگواری می خواست لطف کند و من را به محل کلاس برساند ولی در بین راه تصادف کردیم. تصادف جدی نبود ولی چون راننده خیلی ترسیده بود؛ نمی توانستم تنهایش بگذارم بعد از این حادثه با محل برگزاری کلاس تماس گرفتم و گفتم که علت دیر آمدن من را به عزیزانی که در کلاس منتظر هستند بگویند. زمانی که وارد کلاس شدم عذر خواهی کردم و تدریسم را با ریتم تند شروع کردم. چون نمی توانستم بعدا با این گروه کلاس داشته باشم مجبور شدم مثال های کم تری بزنم. در نهایت کلاس را راس ساعت مقرر تمام کردم. در پایان کلاس دوباره به خاطر تاخیری که در ابتدا داشتم عذرخواهی کردم ولی عزیزان گفتند که اینقدر کلاس خوبی بود که فراموش کردیم شما دیر آمدید! جالب تر اینکه این کلاس ضمن خدمت معلمان بود و بیشتر آن ها به اجبار آمده بودند!

اگر مهربان و مقتدر باشید و اعتماد مخاطبین را جلب کرده باشید، یک بار دیر رسیدن به کلاس را به راحتی می بخشند